عاشق و معشوق |
دوباره یاد رفتنت حقیقتی شبیه درد..... |
در اوج عشق قلبم را شکستی و رهایش کردی کاش می دانستم عشق برای تو چه معنایی دارد تا از شکستن قلبمم خود را نرنجانم
خدایا ... خدای خوب و مهربان من از تو پرسیدم چه گناهی مرتکب شده ام ؟؟؟ یعنی وفا و محبت و اخلاص عشق گناهه ؟؟؟ +نوشته شده درسه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 13:24 توسط بهار | |
سکوتم را شکستند.دائم دل صبورم را شکستند.به جرم پا به پای عشق رفتن پر و بال عبورم را شکستند.مرا از خلوتم بیرون کشیدند.چه بی پروا حضورم را شکستند.تمنا در نگاهم موج میزد ولی رویای دورم را شکستند! پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 پيوندها طراح قالب |