عاشق و معشوق |
دوباره یاد رفتنت حقیقتی شبیه درد..... |
محبت دريچه ي سبزيست كه رو به آسمان همدلي گشوده مي شود محبت شاخه گلي است از جنس دلهاي مهربان و وفادار محبت نسيم ملايمي از سرزمين عشق است كه بر جدار شيشه اي دلها مي وزد گرد و غبار آئينه قلبها را مي زدايد و به زندگي رنگ آرامش و معنويت مي بخشد محبت به همنوع ، تمثيلي از الطاف الهي است كه زيباترين رنگ مهر و صفا را در عمق واژه اي دلنشين به تصوير كشيده دل را جلا داده ، و روح را منور و پاك مي گرداند محبت يعني احساسي بي نظير از جنس بلور و دلدادگي كه پرنده سعادت را بر اوج آسمان يكرنگي و خوشبختي به پرواز در مي آورد محبت يعني باهم بودن ، باهم شاد بودن ، باهم گريستن و به ياد هم بودن
+نوشته شده درپنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:7 توسط بهار | |
سکوتم را شکستند.دائم دل صبورم را شکستند.به جرم پا به پای عشق رفتن پر و بال عبورم را شکستند.مرا از خلوتم بیرون کشیدند.چه بی پروا حضورم را شکستند.تمنا در نگاهم موج میزد ولی رویای دورم را شکستند! پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 پيوندها طراح قالب |